سالهاست که ذائقه ی فیلم دیدن ما روز به روز داره افت پیدا میکنه و به سمت سطحی نگری پیش میره ، چه در دیدن فیلم های ایرانی و چه خارجی . سخیف ترین فیلم های داخلی که دست پخت فیلم فارسی سازها هستن شدن فیلم های محبوب سینما روها و در صدر آمار فروش قرار میگیرن ، از طرف دیگه dvd فیلم های هندی به جزو جدایی ناپذیر و همراه اکثر خانواده های ایرانی تبدیل شدن .
در مورد علت استقبال مخاطب از فیلم فارسی ها میشه بیشترین تقصیر رو متوجه مسئولان و سیاست گذاران سینمایی کشور دونست . وقتی از سینما گران فاخر حمایت نمیشه و در عوض به فیلم فارسی سازها اجازه تولیدات فله ای داده میشه ، چندان انتظاری نمیشه از مخاطب داشت که به طرف آثار سطحی نره .
اما در مورد محصولات نمایش خانگی هیچ تقصیری رو نمیشه به گردن کسی انداخت الی خود مخاطب . واقعا چه چیزی در سینمای هند میشه پیدا کرد که این همه طرفدار پروپا قرص در ایران داره ؟. یک مشت ملودرام آبکی وسانتی مانتال که تنها خصوصیت بارزشون غلو وحشتناکیه که در کارگردانی و بازی بازیگران دیده میشه . در یک کلام میشه گفت بالیوود نقش یک ترمیناتور رو داره که کارش نابودی ذات سینماست !.
در کنار دیدن فیلم های ایرانی و هندی ، هالیوود قرار داره . در اینجا هم متاسفانه به جای دیدن فیلم هایی که متعلق به کارگردانهای صاحب سبک و جریان سازه ، فیلم هایی دیده میشه که درجه دو و سه هستن و متعلق به سینمای بدنه ی آمریکا ، محصولاتی که وجهه سرگرمی سازی درشون غالبه بر وجهه های دیگه . بهرحال سالهاست که مخاطب ایرانی به این سبک فیلم دیدن عادت کرده که ضرورت یه باز بینی جدی در این امر رو میطلبه .
اینم بگم منظور من این نیست که خودمونو در یه دایره بسته محصور کنیم و فقط فیلم های روشنفکری رو نیگاه کنیم !. بالاخره آدم واسه رفع کسالت و سرگرمی هم شده باید بعضی وقتها بشینه و فیلم های پاپ کورنی رو هم نیگاه کنه !.
من از این به بعد سعی میکنم تعدادی از فیلم ها رو واسه ی کسانی دوست دارن با سینمای واقعی آشنا شن معرفی کنم . البته تو این راه نیاز مند کمک شما هم هستم . اگه فیلمی رو دیدید و فکر میکنید حرفی واسه گفتن داره معرفی کنید تا با بقیه دوستان در میون بذاریم . در آخر یاد این شعر سهراب افتادم که میگه :
چشمها را باید شست . جور دیگر باید دید .